چگونگى پیدایش تاریخ در اسلام
| ۲۹ بهمن ۱۳۸۷ | نويسنده esmailizadeh | نظري وجود ندارد » |

آنچنانکه مورخان ذکر کرده اند اعراب پیش از اسلام از جهت تمدن و سیاست و شوکت و اقتدار و ثروت و نیز از حیث علوم و فنون و صنایع فقیرترین و ضعیف ترین ملل و امم بودند و به تبع آن در فن تاریخ نویسى که خود یکى از علوم سودمند است، نیز دستى نداشتند و اثرى از خود به یادگار نگذاشتند.
چون اسلام ظاهر گردید در نتیجه تعالیم عالیه پیشواى بزرگوار اسلام، در مدت کمى از آن مقام پست بیرون آمدند و به درجات شامخ تمدن نائل شدند و با قوى ترین و متمدن ترین ملل آن زمان یعنى ایران و روم بناى جنگ و مبارزه گذاشتند و در اندک مدتى آن دو کشور بزرگ را زیر سیطره و نفوذ اسلام درآوردند. شهرهاى آباد ایران و روم یکى پس از دیگرى به دست مسلمین گشوده شده و طولى نکشید که مردم آن شهرها مسلمان شدند و شهرها رنگ اسلام به خود گرفت. این جهانگشایى و گشودن شهرها و بسط و توسعه تمدن و علوم اسلامى در میان سایر ملل، موجب آن شد که مسلمانان نیاز خود را به علم تاریخ مانند سایر علوم درک کنند و براى نوشتن شرح حال بزرگان دین و تعیین ایام و سنواتى که در آنها حوادث و قضایاى مربوط به اسلام واقع شده و نیز تاریخ صدور احکام و نظایر اینها درصدد نوشتن تاریخ و نشر آن برآیند.
از جمله علل توجه مسلمین به تاریخ، اشتغال آنان به قرآن و حدیث و نوشتن و تأویل و تفسیر قرآن بوده که محتاج شدند تا درباره اماکن و احوال کسانى که در آیات و احادیث بدانها اشاره شده بود، تحقیق نمایند و از این رو درصدد برآمدند تا سیره نبوى را جمع آورى کنند و نخستین کسى که به تدوین سیره نبوى پرداخت، محمد بن اسحاق بود که کتابى را براى منصور تألیف کرد و بعد از آن، قدیمى ترین کتاب جامع و مشروحى که در سیره نبى اکرم (ص) نوشته شده سیره ابن هشام است که مطالبش بیشتر نقل از ابن اسحاق است.
تاریخ نگارى در میان مسلمین ابتدا خود را در شکل سیره نویسى، مغازى و طبقات به ظهور رسانید تا این که در قرن سوم هجرى نگارش تاریخ عمومى باب گردید و نخستین کتابى که در تاریخ عمومى تدوین شد، تاریخ یعقوبى نوشته ابن واضح بود که سرمشق مورخین دیگرى مثل طبرى، بلاذرى و مسعودى قرار گرفت.
شاید از دلایل مهم توجه مسلمین به تاریخ عمومى گسترش امپراتورى اسلامى و فتح سرزمین هاى جدید و نیز استفاده از تجربیات ملل مغلوب و دستیابى به کتابخانه هاى آن ملل و همچنین مسافرت مورخین به بلاد مختلف عالم باشد . ورود بینش ها و نگرش هاى عقلى یونانى و مباحث عمده اى که فلاسفه و متکلمین در افکنده بودند مشخصاً دو گرایش در تاریخ نگارى اسلامى به وجود آورد. عده اى که به اخباریون یعنى اتکاکنندگان به حدیث و سنت معروف بودند و اعتقاد داشتند که تاریخ هیچگاه نباید خود را در طرح فرضیات رها کند، بلکه هر لحظه باید به عنوان عملى مفید مددکار تفسیر و حدیث باشد.
دسته دیگر بر آن بودند که تاریخ سلسله تجاربى است که براى آیندگان سودمند است و باید به عنوان ابزارى براى اندیشه و تدبیر استعمال شود.
آنچه در این دوره رواج داشت تاریخ نگارى نقلى بر پایه سنت و حدیث بود، در حالى که در دوره اوج علوم عقلى عصر عباسى معتزله به تاریخ نگارى نقلى و سنتى متکى به حدیث حمله مى کردند. آنها اعتقاد داشتند که آدمى در تاریخ جز از راه دلایل عقلى به یقین نمى رسد و روایت محض در امر تاریخ نگارى کافى نیست. در این گیر و دار و شرایط خاص فکرى مسلمین، طبرى کار بزرگ تاریخ نگارى خود را شروع کرد که بعدها سرمشق اکثر مورخین گردید.
گروه موضوعي اخبار تخصصي |




