دژنبشت » 1388 » آگوست

صفحه اول | درباره ما  | وب سایت کتابخانه



آرشيو مربوط به آبان, ۱۳۸۸

مبارک باد این روز فرخنده

دیدم که به عرش شور و شوقی برپاست

بر پاگر این بزم شعف ذات خداست

گفتم به خود چه اتفاق افتاده

گفتا که عروسی علی و زهراست

این روز فرخنده بر همه عاشقان و

ارادتمندان خاندان عصمت و طهارت

مبارک باد

گروه موضوعي مناسبت ها |

دانشورز در جستجوی جایگاهی فراتر از سازمان

سازمان کتابخانه ها موزه ها و مرکز اسناد آستان قدس رضوی علاوه بر انتشار فصلنامه علمی – پژوهشی کتابداری و اطلاع رسانی که از جایگاه و سطح علمی بسیار خوبی در بین نشریات تخصصی کشور و همچنین در میان پژوهشگران محققان و اساتید محترم دانشگاهها در حوزه تخصصی کتابداری و اطلاع رسانی برخوردار است. نشریه دیگری را به نام دانشورز منتشر می نماید.

این نشریه با توجه به گستره ی فعالیتهای سازمان در سطح کشور به عنوان یک نشریه داخلی بیش یک دهه است که منتشر میشود.

اولین شماره این نشریه اسفند ۱۳۷۸ منتشر شد و آخرین شماره این نشریه زیر نظر روابط عمومی و امور بین الملل سازمان، با ۳۰ عنوان گزارش،خبر و مقاله علمی منتشر و در اختیار کارکنان این سازمان قرار گرفته است.

فعالیتهای فرهنگی سازمان طی دهه اخیر و همچنین توسعه این خدمات در طول این سالها را ،می توان در ۴۶ شماره منتشر شده این نشریه مشاهده کرد.

دانشورز علاوه بر انتشار تعداد شماره های قید شده ،با پیگیری رئیس روابط عمومی و امور بین الملل سازمان به مناسبتهای مختلف ویژه نامه هایی را در ششماهه اول سالجاری منتشر نموده است که بسیار مورد استقبال مدیران ، مسئولان و کارکنان آستان قدس رضوی قرار گرفته است.

در کنار حمایتهای مدیریت سازمان همکاران بسیاری طی یک دهه اخیر تلاش نمودند تا وقفه ای در انتشار این نشریه بوجود نیاید که جا دارد از تلاشهای سرکار خانم پیراهش مدیر اجرایی قبلی این نشریه تشکر نمائیم .

بهبود و ارتقاء سطح مطالب، بهره مندی از دانش مطبوعاتی، گرافیک و صفحه آرایی بسیار زیبا این نشریه آن را در جایگاه ویژه ای میان نشریات داخلی سازمان ها وموسسات فرهنگی خصوصاْْ آستان قدس رضوی قرار داده است .

نشریه دانشورزکه منصب بارگاه ملکوتی عالم آل محمد ( ص ) است تلاش می کند با درج مطالبی از گنجینه بی بدیل رضوی، مخاطبان خود را با گوشه ای از فعالیت فرهنگی خادمان این آستان مقدس در کتابخانه ها ،موزها و یکی از مراکز عمده اسنادی و مطبوعات کشور آشنا نماید .

جا دارد به دست اندرکاران این نشریه وزین خصوصاْ جناب آقای نظامی سریدار که به حق عاشقانه در راه بهبود و ارتقاء آن تلاش می کند خسته نباشید بگوئیم و برای ایشان و سایر دوستان وعزیزانی که در انتشار این نشریه نهایت همکاری را دارند آرزوی توفیق نمایم .

گروه موضوعي اخبار سازمان, مطبوعات |

کتاب‌هایی که خواندنشان در معتبرترین رسانه‌ها توصیه شده است

درست نزدیکی‌های سال نو میلادی، بازی «انتخاب بهترین کتاب» شروع می‌شود؛ بازی‌ای که هر سال، هم بین روزنامه‌های ادبی آن طرف آب خیلی طرفدار دارد و هم بین انواع سایت‌ها. البته همه‌مان خوب می‌دانیم در انتخاب بهترین داستانی که خوانده‌ایم، هیچ معیاری به جز «سلیقه» وجود ندارد؛ پس قاعده خاصی هم برای انتخاب بهترین رمان موجود نیست و قانون بازی توسط هرکدام از برگزارکننده‌ها مشخص می‌شود. مثلاً گاردین ممکن است از کاربران اینترنتی نظرسنجی کند یا تایم سراغ نویسندگان بزرگ برود و از ‌آن‌ها بخواهد ۱۰۰ تا از بهترین کتاب‌های تاریخ ادبیات را انتخاب کنند و بعد از رأی‌گیری، فهرست صدتایی‌اش را رو کند اما بامزه این‌جاست که انگار خبرگزاری‌های ما چندان با این بازی آشنا نبودند و درست بعد از اینکه یکی از خبرگزاری‌ها فهرست ۸ سال پیش گاردین را به عنوان یک خبر داغ روی سایتش گذاشت، بقیه هم به نقل از آن خبرگزاری، همان فهرست را به عنوان بهترین رمان‌های سال ۲۰۰۸ به انتخاب گاردین گذاشتند! حالا ما هم خودمان را وارد بازی آن‌ها کردیم و از بین معروف‌ترین فهرست‌های چند سال اخیر، فهرستی برایتان انتخاب کردیم. خیلی از روزنامه‌ها و مجلات، این داستان را هر سال تکرار و هر سال هم سعی می‌کنند با یک ایده تازه آن را خوش‌ رنگ و لعاب‌تر کنند؛ درست مثل یکی دو سال اخیر که فهرست‌بندی براساس ژانر داستان (عاشقانه، تاریخی و…) با سن (مثلا نوجوانانه) خیلی طرفدار دارد.

گاردین
براداران کارامازوف؛ روس با طعم داستان
شخصیت «الکسی» برادران کارامازوف آن‌‌قدر داستایفسکی را به هم ریخته بود که نوشت: «چرا من الکسی را قهرمان داستانم کرده‌ام و وقت خواننده‌ام را با پرداختن به زندگی او تلف کردم؟ این آدم، آدمی است آشفته، مبهم و البته تعریف نشده…». اما داستان به شدت جناب داستایفسکی را همه دنیا خواندند و کسی هم دراین‌باره که وقتش تلف شده، حرفی نزد. روس‌ها بعد از این رمان بود که آقای نویسنده را به اندازه تولستوی و تورگینف کبیر تحویل گرفتند.

رابینسون کروزوئه؛ تنها در جزیره
داستان آقای دانیل دیفو و رابینسون بخت‌برگشته بیشتر از سه قرن است که طرفدار دارد و هنوز هم کسانی هستند که وقتی قرار است بهترین کتاب تمام عمرشان را انتخاب کنند به ماجراجویی جناب کروزوئه رأی بدهند. دیفو این داستان را براساس زندگی الگزاندر سلکرک نوشت که در سال ۱۷۰۴ در جزیره‌ای گیر می‌افتد و بعد از نجاتش تقریبا همه انگلیس درباره‌اش حرف می‌زدند. بعد از انتشار داستان، دیفو در اروپا و آمریکا حسابی سر زبان‌ها افتاد و نویسندگان قرن‌ها به شکل کاملاً زیرپوستی از روی دست آقای دیفو داستان نوشتند.

سفرهای گالیور؛ موجودات ناشناخته سویفت
اسم کامل کتاب چیزی شبیه «سفرهایی به برخی ممالک دور افتاده جهان» در ۴بخش، نوشته لموئل گالیور است که او ابتدا در نقش پزشک کشتی و سپس به عنوان ناخداست. همین طول و دراز بودن باعث شده تا بعد از دو قرن حافظه مردم حال و حوصله یدک کشیدن این اسم را نداشته باشد و نام کتاب به «سفرهای گالیور» خلاصه شود. داستان هم درباره همان ناخدا گالیور است که اول سر از سرزمین «لی‌لی‌پوت» و آدم کوتوله‌ها و بعد هم از سرزمین «برابدینگ نگ» و غول‌های دردسرسازش درمی‌آورد.

داستان‌های چخوف؛ فلسفه، طنز و داستان‌های دیگر
چخوف در کتاب «زندگی من» تعریف می‌کند که «رئیس اداره رک و راست به‌ام گفت: اگر به خاطر پدر سرشناست نبود مدت‌ها پیش با یه لگد پروازت داده بودم… من هم جواب دادم: قربان من کی هستم که بخواهم از قانون جاذبه تمرد کنم… و بعد شنیدم که تقریباً پشت سرم جیغ کشید: این بابا رو از این‌جا بندازید بیرون، اعصاب برام نذاشته». چخوف همین طنز را در داستان‌هایش هم دارد؛ طنزی که از روحیات کاسب‌مآبانه طبقه اجتماعی‌اش ناشی می‌شد و از همان دوران دانشجویی‌اش با نوشتن داستان‌های طنز در روزنامه‌ها آن را به کار انداخته بود.

آنا کارنینا؛ بانویی برای تمام دوران
درست همان اندازه که «آنا»ی «آناکارنینا» سعی می‌کند مثل همه مردم «راز ننگ‌آور»ی داشته باشد و آن را برای خودش نگه دارد، جناب تولستوی جوان هم همان اصرار را به باد هوا کردن مایملک پدری‌اش داشت. اما سر جوانک زود به سنگ خورد و بعد از تجربه خدمت در ارتش، داستان‌نویسی را با یک کتاب زندگینامه‌ای مانند از داستان زندگی خودش شروع کرد. تا این‌که چیزی حدود ۲۰ سال بعد وقتی در تعطیلات ژانویه در ایستگاه راه‌آهن منتظر قطار بود، زن جوانی خودش را جلوی قطار پرت کرد. وقتی علت این کار، یک ماجرای عشقی معرفی شد، تولستوی آنا کارنینا را نوشت؛ رمانی که برای او هم شهرت آورد و هم پول.

دیلی تلگراف
دکتر ژیواگو؛ پزشک اشتباهی
شاید اگر خیره سری ناشر ایتالیایی نبود «دکتر ژیواگو» هیچ‌وقت چاپ نمی‌شد. پاسترناک وقتی متوجه شد نسخه دستنویس دکتر ژیواگو از طریق نماینده‌اش در مسکو به دست ایتالیایی‌ها افتاده، هر چه تلاش کرد نتوانست آقای ناشر را مجاب کند که از خیر چاپ آن بگذرد. منتقدان روس بعد از چاپ «دکتر ژیواگو»، پاسترناک را به کلی چیزهای بی‌ربط از جمله بی‌تفاوتی به انقلاب کبیر شوروی نسبت
دادند. حتی کار به جایی رسید که وقتی آکادمی نوبل، تندیس سال ۱۹۵۸ را برای آقای پاسترناک کنارگذاشت، او به خاطر فشارهای دولت، نامه‌ای به آکادمی فرستاد و تندیس نگرفته را پس فرستاد.

زنگ‌ها برای که به صدا درمی‌آیند؛ پیرمرد و قصه
همینگوی درست بعد از این رمان که در حال و هوای جنگ‌های داخلی اسپانیا می‌گذشت، روزه سکوت گرفت و ۱۰سال چیزی ننوشت. او استاد مسلم دیالوگ‌نویسی است و در همه کلاس‌های داستان نویسی اولین نویسنده‌ای که به بچه‌ها معرفی می‌شود، همین جناب داستان‌نویس آمریکایی است. وقتی بعد از ۱۰ سال همینگوی روزه‌اش را با «پیرمرد و دریا» شکست، همه منتقدان در این‌باره اتفاق نظر داشتند که ای‌کاش مرد زودتر به سرش می‌زد و دوباره دست به قلم می‌شد.

صد سال تنهایی؛ زنده باد انزوا
شهری که مارکز در آن به دنیا آمده، کنار یک مزرعه موز و نزدیک محلی به اسم ماکاندو است؛ ماکاندو که محل گشت و گذار بچگی مارکز بوده، در ۱۸ سالگی از عناصر مهم اولین داستانش می‌شود. «خانه» اولین اسمی بوده که روی این رمان می‌گذارد. اما به گفته خودش چون نه از زندگی تجربه‌ای داشت و نه از ادبیات بهره‌ای، آن را تمام نخواهد کرد. تا اینکه بعد از کلی تلاش و بست نشستن در
یک اتاق و نوشتن، بالاخره
«صد سال تنهایی» را می‌نویسد. دو سال بعد فرهنگستان فرانسه ترجمه کتاب را به عنوان بهترین کتاب خارجی سال انتخاب کرد.

بر باد رفته؛ مغرور نازپرورده
اسکارلت اوهارا، دختر نازپرورده و مغروری است که به خاطر جنگ‌های داخلی آمریکا تقریباً همه چیزش را از دست می‌دهد. در حالی که در عشق به شدت ناکام مانده، یکه و تنها مجبور می‌شود گلیم خودش و اطرافیان بعضا بی‌عرضه‌اش را از آب بیرون بیاورد. شاید اگر پای آسیب‌دیده مارگارت میچل او را از روزنامه‌نگاری بازنمی‌داشت و اتفاقی معاون یک بنگاه انتشاراتی مهم، انبوه کاغذها و نوشته‌هایش را نمی‌دید، «بر باد رفته» هیچ‌وقت نوشته نمی‌شد. استقبال خواننده‌ها از کتاب بیش از انتظار بود اما مارگارت بعد از انتشار رمان به همان زندگی ساده‌اش ادامه داد. او در خانه ماند و با حوصله به نامه‌هایش جواب داد و به خاطر رمان، جایزه پولیتزر گرفت. اما در ۴۹ سالگی وقتی با شوهرش از خیابان رد می‌شد بر اثر تصادف با کامیون از دنیا رفت. این یک پایان غم‌انگیز برای نویسنده‌ای مثل او بود.

در جست‌وجوی زمان از دست رفته؛ شرح حال طولانی خودم
مارسل پروست نقطه شروع رمان معاصر فرانسه است. این کتاب طولانی، تنها رمان پروست است که بعد از سال‌ها هنوز مدرن و امروزی به نظر می‌آید. در ظاهر کتاب به فروپاشی طبقه اشراف و فرانسه رو به زوال می‌پردازد اما درونمایه کتاب جدال همیشگی انسان با زمان است. پروست گفته است که می‌کوشد در توصیف انسان نشان دهد که او موجودی دارای طول زمان و طول عمر است. رمان، یک شرح حال است و پروست همه نزدیکانش را به نوعی در آن وارد کرده. یکی از ویژگی‌های رمان، توصیف‌های قوی‌ای هستند که به داستان جان می‌دهند و آن را زنده می‌کنند.

آدمکش کور/ مارگارت آتوود
آتوود نویسنده، شاعر و منتقد کانادایی است که در سال ۲۰۰۰ به خاطر آدمکش کور برنده جایزه بوکر شد. گر چه بعضی‌ها می‌گویند آثار اتوود فمینیستی و ناسیونالیستی است اما واقعیت این است که او در آثارش پیشداوری‌های عقیدتی ندارد. در سال‌های اخیر او به نمادی از جان گرفتن ادبیات کانادا تبدیل شده. رمان «آدمکش کور» گره‌افکنی‌ها و گره‌گشایی‌های داستان‌های کلاسیک و شی محوری داستان‌های مدرن را یک‌جا در خود دارد.

خوشه‌های خشم/ جان اشتاین بک
چندین رمان اشتاین بک تأثیر زیادی از دوران رکود اقتصادی امریکا در دهه ۳۰ گرفته‌اند. خوشه‌های خشم که به بهترین شکل این رکود را نشان می‌دهد، او را تبدیل به نویسنده طبقات محروم جامعه کرد. بعضی منتقدان گفته‌اند که این رمان کپی‌برداری ضعیفی از داستان «ادیسه» است، چون قهرمان مشخصی ندارد. اما حقیقت این است که در خوشه‌های خشم به جای یک قهرمان خانواده جود قرار گرفته. ماجراهای طول راه شان و عبور از بیابان و رساندن خود به باغ‌های میوه و مزارع کالیفرنیا مثل داستان هومر مبارزاتی برای زندگی هستند.

تایم
هرگز رهایم مکن؛ قول به سبک سامورایی
این رمان آخرین و ناامید‌کننده‌ترین داستان از نویسنده «بازمانده روز» است؛ داستانی فانتزی که در یک مؤسسه شبیه‌سازی انسان می‌گذرد. اما نکته جالب هم همین است که از بین «بازمانده روز» و «وقتی تیم بودیم»، فقط این رمان ایشی گورو جزء بهترین‌هاست.
دفترچه طلایی؛ یادداشت‌های نقره‌ای مادربزرگ

دوریس لسینگ درست بعد از اینکه جایزه نوبل ادبیات سال گذشته را گرفت به آدم دیگری تبدیل شد؛ پیرزنی که در تمام این سال‌ها کاری جز داستان‌نویسی با طعم زنانه نداشت، به یکباره شروع کرد درباره همه چیز (از احتمال قتل اوباما گرفته تا محیط‌زیست) حرف زدن. «دفترچه طلایی» یکی از معروف‌ترین رمان‌های خانم نویسنده است که به بت فمینیست‌های زمان خودش هم تبدیل شده بود.

رگتایم؛ چند داستان با یک کتاب

«رگتایم چند داستان به هم بافته شده است. به همین دلیل چندبار شروع می‌شود و چندبار به پایان می‌رسد…». این کتاب را باید از مقدمه‌اش بخوانید. چون اگر خیلی حال و حوصله آوانگارد بازی‌های جناب دکتروف را نداشته باشید، مقدمه نجف دریابندری هم از سردرگمی نجاتتان می‌دهد و هم شوق خواندن داستان را به سرتان می‌اندازد. دکتروف برخلاف اسم غلط اندازش، یک آمریکایی تمام‌عیار است که در نیویورک متولد شد، داستان نوشت و دست آخر هم حسابی مشهور شد.

گروه موضوعي معرفي كتاب |

به مناسبت هفته کتاب و کتابداری

گروه موضوعي اخبار عمومي |

کتابداران مروجان غنای فرهنگی جامعه اند

گروه موضوعي اخبار عمومي |

قانونگذاری طبع روزنامه و مجله

http://www.jamejamonline.ir/Media/images/1387/02/14/100937510703.jpg

Normal
0

false
false
false

MicrosoftInternetExplorer4

<!– /*<![CDATA[*/

173 سال خورشیدی (۱۲۱۵-۱۳۸۸) چاپ و نشر مطبوعات در ایران با ۷۱ سال سلیقه شاه و ۱۰۲ سال قانون مدون سپری شد. این قانون ها که هر یک در زمان های گوناگون آزادی، استبداد و میانه به تصویب رسیده اند، تکلیفی را بر عهده چاپکاران گذارده اند. این مسوولیت ها در هر دوره تغییر کرده ، روزگاری واسطه چاپ پس از دریافت ” پروانه انتشار” / ” امتیاز نامه” / ” مجوز”/، وظیفه دیگری در قبال چاپکردها نداشته و در عهدی دیگر به صرف چاپ نشریه در جایگاه متهم نشسته و می بایست به جای ناشر- خواه ” صاحب امتیاز” یا ” مدیر مسئول”- و یا نویسنده پاسخگو باشد.

این مقدمه مقاله آقای سید فرید قاسمی با عنوان « قانونگذاری طبع روزنامه و مجله: مجلس و چاپ مطبوعات» است که در شماره ۳۳۱ مجله صنعت چاپ مورخ آبان ۱۳۸۸ به طبع رسیده ، علاقه مندان جهت اطلاع بیشتر می توانند به این مجله رجوع نمایند.

گروه موضوعي مطبوعات |

بهداشت کتاب

گاهی وقتی برای خرید کتاب‌های
داستان، درسی یا کودک به کتابفروشی می‌رویم با
دیدن کتاب‌های مورد نیازمان در یک نظر آنها

را خریداری کرده و از
خرید خود نیز بسیار ابراز خرسندی می‌کنیم اما
آیا تا به حال به بهداشت کتاب خریداری شده،
توجه

کرده‌اید؟شاید در این
میان برای برخی این پرسش مطرح شود که بهداشت
چه رابطه‌ای با کتاب دارد؟

باید گفت در درجه اول نوع کاغذ
کتاب می‌تواند نقش مهمی را در رعایت بهداشت
کتاب ایفا کند. کاغذهای تیره رنگ یا مقواهای

طوسی رنگی که گاهی ذرات
و ناخالصی‌های ریزی به صورت تک‌نقطه‌ای روی
برخی از آنها پراکنده‌ است همگی از جمله

کاغذهای بازیافتی
غیربهداشتی هستند که در صورت تماس با دست
مرطوب یا دهان می‌توانند مخاطره‌آمیز باشند
حتی نوعی از

مقواهای بازیافتی که
معمولا برای کاهش هزینه تولید به عنوان جلد
کتاب استفاده می‌شوند به دلیل وجود ترکیبات
نامطلوب در

مواردی که رطوبت هوا
بالا باشد، انواعی از قارچ‌ها که با چشم دیده
نمی‌شود روی آنها رشد کرده که در اثر تماس با
دست

برای سلامتی مضر خواهند
بود.

این نوع مقواها به قدری
غیربهداشتی هستند که گاهی با باز کردن کتاب
بوی نامطبوع برخی از آنها به مشام می‌رسد که
حتی در

برخی از موارد استشمام
این بوها می‌تواند برای سیستم تنفسی
مشکل‌آفرین شود، بنابراین بارزترین ملاک تشخیص
این نوع

مقواها، رنگ تیره
آنهاست.

البته امروزه غالب کتاب‌ها
دارای ظاهری خوش‌آب و رنگ هستند که تشخیص را
برای مصرف‌کننده دشوار می‌سازد؛ ولی در

مورد جلدها با باز کردن
کتاب و دیدن پشت جلد می‌توان به کیفیت مقوای
مصرفی پی برد.

نکته دیگر در مورد نحوه
نگهداری کاغذ یا کتاب آماده عرضه در
انبارهاست، گاهی اتفاق می‌افتد که کتاب‌های
تولید شده از چند

ماه تا چند سال در انبار
نگهداری می‌شوند تا به مرور به فروش برسند. در
این مدت زمان نگهداری به دلیل آن که برخی
انبارها

مرطوب هستند و از نظر
نظافت، کمتر مورد رسیدگی قرار می‌گیرند،
انبارها به خانه‌ اصلی حشرات و جوندگان موذی
تبدیل

شده و کتاب‌ها نیز به
مکانی نرم و راحت برای تخمگذاری حشرات و
سوسک‌ها و غذایی مطلوب برای جونده‌ای نظیر موش

تبدیل می‌شود.

در نتیجه آلوده شدن کتاب‌ها به
مدفوع، آب‌دهان، تخم یا سموم از بین برنده این
نوع حشرات و جوندگان می‌تواند به انتقال انواع

میکروب‌ها به مصرف‌کننده
منجرشده و بیماری‌های مختلفی را به همراه
خواهد داشت. همچنین حمل و نقل نامناسب
بسته‌های

کتاب و قرار دادن آنها
بر کف زمین از دیگر عوامل انتقال میکروب‌ها به
شمار می‌آید.

از سوی دیگر کتاب‌ها یا مجلاتی
که روزها یا ماه‌ها در دکه‌های روزنامه‌فروشی
در مجاورت انواع ‌آلودگی‌های هوا یا عطسه و

سرفه افراد بیمار قرار
می‌گیرند همگی از عوامل انتقال میکروب‌های
بیماری‌زا یا سموم موجود در گردوغبار هوا
محسوب

می‌شوند.

همچنین کتاب‌های دست دومی که
برخی افراد به جهت قیمت پایین یا نایاب بودن
خریداری می‌کنند می‌تواند بسیار مخاطره‌آمیز

باشد. این نوع کتاب‌ها
به دلیل نگهداری غیربهداشتی گاهی آثاری از
باقی‌مانده زردرنگ فضولات حیوانات موذی یا
اثراتی از

جویده شدن قسمت‌هایی از
آن توسط جوندگان به چشم می‌خورد که همگی از
عوامل غیربهداشتی بودن این نوع کتاب‌ها به
شمار

می‌رود.

توجه: در هنگام خرید کتاب
خصوصا کتاب کودکان به سفیدی کاغذ و جلد آن
توجه کنید و تا حد امکان از خرید کتاب‌های
کثیف و

دست دوم خودداری کنید.
همچنین به یاد داشته باشید برخی کتاب‌ها در
مراحل تولید، حمل و نقل و نگهداری در انبار به
احتمال

زیاد آلوده خواهند شد.
بنابراین هنگام استفاده از کتاب‌ به دهان یا
بینی خود دست نزنید و بلافاصله بعد از مطالعه
کتاب،

دست‌هایتان را با ‌آب و
صابون بشویید.

گروه موضوعي اخبار عمومي |

وقتی کتاب کاربرد منطقی خودش را از دست می دهد

در صورت استفاده صحیح از کتاب

کتاب عامل هدایت و دوست بی منت است !!

کتاب عامل آرامش و ارتقاء دانش است !!

کتاب راهنمای حق از باطل است !!

گروه موضوعي اخبار عمومي |


آخرین ارسالها
  • مبارک باد این روز فرخنده [۲۸ آبان ۱۳۸۸ نويسنده امیر چکمه دوز]
  • دانشورز در جستجوی جایگاهی فراتر از سازمان [۲۷ آبان ۱۳۸۸ نويسنده امیر چکمه دوز]
  • کتاب‌هایی که خواندنشان در معتبرترین رسانه‌ها توصیه شده است [۲۵ آبان ۱۳۸۸ نويسنده راحله یگانه]
  • به مناسبت هفته کتاب و کتابداری [۲۵ آبان ۱۳۸۸ نويسنده امیر چکمه دوز]
  • کتابداران مروجان غنای فرهنگی جامعه اند [۲۵ آبان ۱۳۸۸ نويسنده امیر چکمه دوز]
  • قانونگذاری طبع روزنامه و مجله [۲۵ آبان ۱۳۸۸ نويسنده راحله یگانه]
  • بهداشت کتاب [۲۳ آبان ۱۳۸۸ نويسنده راحله یگانه]
  • وقتی کتاب کاربرد منطقی خودش را از دست می دهد [۱۷ آبان ۱۳۸۸ نويسنده امیر چکمه دوز]
  • معرفی کتاب: آدم های ناباب (مجموعه داستانهای کوتاه) [۱۶ آبان ۱۳۸۸ نويسنده راحله یگانه]
  • معرفی کتاب: جنون دو نفره [۱۶ آبان ۱۳۸۸ نويسنده راحله یگانه]
  • معرفی کتاب: رقص مردگان [۱۶ آبان ۱۳۸۸ نويسنده راحله یگانه]
  • سیر تکاملی حمل نقل عمومی تهران از دیروز تا امروز [۱۴ آبان ۱۳۸۸ نويسنده امیر چکمه دوز]


  • نويسندگان
  • زهرا اسدي (6)
  • جعفر درباغ عنبران (26)
  • محمدهادي اسماعيل زاده (13)
  • مجيد سرچاهي
  • مهرداد یوسفی فرد (2)
  • علي اصغر ثابت جازاري
  • رضا شجاعی (1)
  • زهرا بختياري
  • ابوالقاسم حکاک (1)
  • احمد خسروی
  • احمد زارعی (9)
  • اصغر پورانتظاري (38)
  • امير چكمه دوز (91)
  • بهرام هراتي (10)
  • بيتا ايماني (13)
  • جميله جهاني (7)
  • جواد قاسمي زاده (3)
  • حسن اکرمی
  • حسن فريدوني
  • حسين قاسمي (5)
  • راحله يگانه (79)
  • رضا رشيدپور (11)
  • زهرا خسروي (7)
  • سيدمهدي سيدقطبي (45)
  • صفر صالحی (2)
  • علي اصغر كهن مهرآباد (15)
  • علي سليماني
  • علی سعادت پناه
  • علی وظیفه دان (1)
  • فیض الله وفا صفت (14)
  • قاسم حسینیان جاغرق
  • قاسم فدایی راد (1)
  • محمد باقر باغبانی
  • محمد براق علی پور
  • محمد جغتایی
  • محمد جواد حفیظی
  • محمد رضا انتظار بقیة الله
  • محمد زره ساز (50)
  • محمد علی فرهنگ شوشتری
  • محمد نعيم آبادي (5)
  • مليحه فرخ نيا (1)
  • مهدي درخشان
  • مهدي كريمي (9)
  • رضا نظامي سرايدار (2)
  • ولی الله خاکزاد
  • پريسا خاتميان فر (6)
  • گلناز ملاي مقدم (3)
  •